Wed 14 Feb 2007
WASTED
- چه سرخپوست بکشیم چه نکشیم اوضاع فرقی نخواهد کرد
- کلانتر میگفت دست شهردار با رییس بزرگ توی یک کاسه ست
- آخر و عاقبت هم خط راه آهن صاف از توی خیمه خودش رد خواهد شد
- آنوقت ما می مانیم و عوارض ناشی از زور زدنهای زیادی،
- عقاید سوراخ سوراخ شده ایکه با هیچ بطر و سیگاری نشود سوراخهایش را پر کرد
- .
Wed 14 Feb 2007
Valentine is Love "nt time
- امضا:
- جمعی از فعالان انجمن کان لم یکن تلقی شدگان و مطابق مقررات برخورد نشدگان.
- .
- .
Sun 4 Feb 2007
Film Festival
- یکی از آن ژیگولوهای شبه روشنفکر میشوم که دوست داری
- یکی از این دخترهای دم بخت کتاب خوانده میشوی که دوست دارم
- با هم میریم سینما چپپس و ماست، به اتفاق بابابزرگ نیمه شنوات
- به همراهی مامان بزرگ نیمه هشیارم
- .
Sat 27 Jan 2007
Lotto
- من همیشه کوچکتر از اون بودم که نصیحتی داشته باشم
- هر چند گاهی فکر میکنم اگر به نصیحتهای مادرم گوش کرده بودم
- الآن مثلا" مدیر پروژه های بیل گیتس بودم یا یک کسِ خاصی
- حالا هم شکر، چیزی کمتر نیستیم
- صبحها گونی ام را میندازم روی دوشم
- راه میفتم طرفهای پل سید خندان
- از توی آشغالها، پلاستیک جمع میکنم
- شبها میروم دنبالش، اون جای همیشگی
- می پرسم مامان! امروز که منکراتی ها ندیدندت دوباره؟
- .
Thu 25 Jan 2007
خنده ات را نه
- نرودا آخر بی هوازی ها بود
- مثل همه ی آدمها در بخشی از طول عمر
- مثل بخشی از آدمها در همه ی طول عمر
- .
Sun 21 Jan 2007
T4WQH-RY4TR-9YCM2-KX3HK-2J8CD
- و کسی هیچ نپرسید
- که شنا کردن هم از یاد برفت
- چون ندانستیم در افسون گل سرخ شناور بودن
- بهر چه بود، زین شناور بودن لیک چه سود؟
- کار ما اصلا" آیا این بود؟!
- پ.ن: نزدیک بود مشروط شم.
Sun 21 Jan 2007
As Same AS
- همه دارند شوخیهای وودی آلنی میکنند
- عینهو لئونارد کوهن حرف میزنند و مثل هاردی زل میزنند به آدم
- مثل فاطمه صداقتی شلوغ میکنند و بعد
- عین علیرضا خمسه لبخند میزنند
- -
- راستش تو سر جلوییها، دنبال یک کش سر صورتی میگردم مثل مال تو برای سرگرمی اون ته کلاس
- وقتی استادها هم مثل فیدل کاسترو تکراری میشوند
- .

