Thu 12 Apr 2007
As you r,As I were
- حالا میخواهی حالیم کنی
- که هنوز باید از ترسهای بچگی ترسید؟
- حالا که هم من حرفه ای تر شدم
- هم تو سر به زیرتر؟
- هم اعتماد به نفس خرکیِ من
- برای آینده ی ـ در نوع خودش-آوانگاردم خرکی تر؟
- هم بهار مرطوب تر؟
Wed 11 Apr 2007
:))
- احتمالا" مامانم هیچوقت تا آخر عمر
- به قابلیتهای دیگه ی من غیر از
- " دارم میرم بیرون، مواظبش باش نسوزه"
- پی نخواهد برد...
- .
Thu 22 Mar 2007
APOCALYPTO
- از دفتر یادداشتهای روزانه ملوان باب:
- منتهاالیه غربی جزیره، امروز یک بطری پیدا کردم
- توش کاغذ یکی بود که کمک میخواست در 1875
- زیرش امضای 1890 را با جوهر تازه تر هم داشت
- یکی هم زیرترش با امضای لاتین 1905...گیج شدم
- یک نگاه به چوب خطهای عریض و طویلم کردم
- زیر همه شان با جوهر تازه تر امضا کردم 1920
- رفتم روی شنها دراز کشیدم، خیره شدم به ابرها
- .

