تبليغاتX
.::THE To0th Of A Dead Man ::.

 
Tue 25 Dec 2007
Dominoes

  • مثل بریتانیا واسه راک،مثل راک واسه روز سرد
  • مثل روز سرد، پشت شیشه به منظور نوک دماغ،
  • مثل ایرانسل واسه یکی بدتر از تو
  • و سعی کردن توی تولد یکی بدتر از خودت ها
  • اولین دختری باشی که پاشی برقصی
  ساعت  14:21 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Thu 1 Nov 2007
Solitude-part 5

  • تنهایی را اولین بار در طول تاریخ مدرن
  • یک سوزنبان پیر با چراغ قوه ش کشف کرد
  • که نه سگ داشت، نه الکلی بود
  • باور نمی کنید رجوع کنید به تاریخ ویل دورانت-جلد هفتم
  • .
  ساعت  17:10 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Tue 11 Sep 2007
The Story

  • ـ رفیق، تجربیات ما نشون داده تا حالا
  •  هر وقت نــونــو بچسبـــــونی تنور خودش داغ میشه،
  • حالا بازم خود دانی
  • .
  ساعت  18:0 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sun 29 Jul 2007
Cien anos de soledad

  • نیمه ش، غربتهای سبز نیمه مریخی، چرتهای نیمه مکزیکی، شاخهای متعجب نیمه گوزن، ادعاهای نیمه فرعونی و اجابتهای نیمه خدایی، نیمه ت ابر و بادِ رُژ در نیمه لیوانِ شیر، نیمه تاپ نیمه جین، نیمه روسری سفید، نیمه پلازا، الهه ی نیمه چسبانِ ظهرهایِ سرد، زیر سایه چشمِ اوریژینالِ الیزابت تِیلور.
  • .
  ساعت  13:20 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Fri 27 Apr 2007
قرار نبود

  • قرار نبود هر چه نقش زدیم بر آب شود
  • درست مسیر ما بود،درست خراب شود
  • قرار نبود برای این استفهام انکاری
  • علامت سوال باشم و سوال بی جواب شود...
  • - ارنستو بهار ۸۶-
  ساعت  11:37 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Wed 11 Apr 2007
:))

  • احتمالا" مامانم هیچوقت تا آخر عمر 
  • به قابلیتهای دیگه ی من غیر از
  • " دارم میرم بیرون، مواظبش باش نسوزه"
  • پی نخواهد برد...
  • .
  ساعت  5:34 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Thu 1 Mar 2007
BABEL

  • خسته میشم از اسم تو، Password ِهمه ورودیهامه هنوز
  • مشکوک میشم به خودم، وقتایی که زیرنویس زندگی هم میشه به زبون تایلندی.
  • .
  ساعت  17:36 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Wed 14 Feb 2007
Valentine is Love "nt time

  • امضا:
  • جمعی از فعالان انجمن کان لم یکن تلقی شدگان و مطابق مقررات برخورد نشدگان.
  • .
  • .
  ساعت  2:10 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Thu 25 Jan 2007
خنده ات را نه

  • نرودا آخر بی هوازی ها بود
  • مثل همه ی آدمها در بخشی از طول عمر
  • مثل بخشی از آدمها در همه ی طول عمر
  • .
  ساعت  7:31 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sun 24 Dec 2006
Periodic

  • بی قاعده، جوری که زن تناردیه را با ژان والژان توی کافی شاپ ببینی. بی خبری، جوری که حتی خود شکسپیرش هم از پشت پرده های هملت و اوفلیایش خبر نداشته باشد، آشفتگی، جوری که دخترهای بیست و هفت ساله ی دست و پا چلفتی سالی سه بار شوهرهای مایه دار کنند و سردرگمی، جوری که برای امتحان سه شنبه صبحت دوشنبه صبح بزنی بیرون.
  ساعت  16:41 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sat 16 Dec 2006
دانشجو

  • ـ والله زمان ما هر وقت میخواستند به طور غیر مستقیم بفهمانند که شماها کتک خورتان ملس است، یکی میرفت پشت تریبون و با لبخند میگفت من به آرمانخواهی شما افتخار میکنم.
  • .
  ساعت  7:31 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sat 9 Dec 2006
Bugz Bunny

  • به یک عدد منشی دافی داک دماغ سر بالای برنزه ی هایلایت شده ی تاتو کرده ی چکمه پوش ساق بلند، با مژه های مصنوعی و ناخنهای پیرسینگ شده جهت حل کردن بعضی مسئله های حل نشدنی نیازمندیم. تمام وقت با شرایط استثنایی ترجیحا" دارای روحیه ی معناگرا .
  • .
  ساعت  8:52 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Fri 1 Dec 2006
Subway life

  • این آدمهای مترویی آخر کارگردان یک فیلم رئالیستی کوتاه ـ از این موج نویی ها که آخرش همه ی بی ربطها خط و ربط دار میشوند ـ میکنندم. درباره ی دخترک روشنفکری که اوائل ترم اولش خیال میکرد ژاندارک است و در سکانس آخر حتی تاریخ آخرین رابطه ی نامشروعش را هم فراموش کرده بود یا پسرک فلجی که هر روز توی واگنِ سیزده بهشت گمشده ی میلتون میخواند و در سکانس آخر روی همان صندلی مرده بود.
  •  .
  •  
  ساعت  14:42 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sat 18 Nov 2006
Je t Adore

  • شنبه: امده ام کتاب بگیرم. جلوی مغازه، پسرکی لاقید، مثانه ش را با رخوتی حسادت برانگیز در جوب خالی میکند. زن کنجکاو است. عابرها پلنگ صورتی وار رد میشوند و آمریکای لاتین از توی روزنامه هم بوی گند یک کودتای خزنده ی شکل نگرفته را میدهد. پمپ بنزین، خسته و سرد و کسل، میشاشد توی باک ماشینِ آدمهایی که نصفشان وقتی پایین را نگاه میکنند افکارشان مثل حباب میرود میچسبد سقف کاسه ی سرشان و چند سانت از زمین بلندشان میکند تا بوق ماشین عقبی دوباره پایینشان بیاورد. کورت کوبِین از توی قابش روی دیوار مغازه زل زده به شجریانی که رفلکس نور چشمهایش را میزند و حتما" به لحظه ای فکر میکند که حقیقتا" load up on guns داد و خودش را کشت. زن کنجکاو رد میشود و بوی دئودورانت زورش به عرق زیر بغل نمیرسد و حجمی از بو دنبالش کش میایند. تنهایی مثل خلطی که از گلو به پایین لیز نمیخورد و موقعیت توف کردنش هم نیست به اندازه ی چند گرم سنگینت میکند. ـ الو...کامو یا کارور؟  ـ با هیچکدومش حال نکردم. ـ خونه تون چه خبر بود؟ ـ هیچی بابام داشت مامانمو می...میزد. فقط به تو میگم ها. جمود نعشی تن به اضافه ی سرما اعصاب را کسل میکند. برای وقت تلف کردن دنبال کلمه ی مبهمی بین آروم و آشوب میگردم. یکی رد میشود و بد نگاهم میکند.دور و برم را می پایم. کسی نیست.  ـ ...  ـ چش بود مگه؟ ـ سرطان داشت. ـ دوسش داشتی؟ سرفه ـ تقریبا". ریشهاش یاد لنینیستها مینداختم. ـ متاسفم. لعنتی. از اون جمله های چرند حال به هم زن بود. ـ ولی من اصلا" متاسف نیستم.  بچه، باید از بچگی یاد بگیرد همه ی دنیا به چیزش باشد. اصولا" همه باید یاد بگیرند همه چی به چیزشان باشد.انوقت همه میشوند به چیز همدیگر و دیگر و قضیه هر جوری که بشود لااقل ظاهرسازی نیست... ـ امشب حالت خوب نیست. ـ آره، هیچوقت به این چرتی نبودم، الکی زنگ زدم. سرفه. رابطه پر از X, Y هایی است که یکی یکی حل میشود، و فقط تا وقتی جذابست که حل نشده باشی. دور و برم را نگاه میکنم. ماشینها به نوبت از پمپ بنزین کسل باردار میشوند و...
  • سه شنبه: زن مجری اخبار را هر وقت که روشن میکنی تکرار میکند Bagism, Shagism, Dragism, Madism, Ragism, Tagism ,This-ism, that-ism ism ism ism .از وقتی آنتنها را جمع کردند این شکلی شده.
  • چهارشنبه: اصرار کردند.رفتم. توی هر گوشه خانه ی مجردیشان یک بخش از احساسات خالص انسان را میشد پیدا کرد.احساساتی قابل فهم تر از جزوه های دانشگاه روی میز ناهار خوریشان.البته اگر بسته ی ۶ تایی کاند... و جوراب سوراخ را هم بشود جزو احساسات به حساب آورد.
  • پنجشنبه: نیچه ،وقتی میگفت بازدید تصادفی از تیمارستان ثابت میکند که ایمان چیزی را ثابت نمیکند، یادش نبود که ایمان حداقل یک چیز را میتواند ثابت میکند، اینکه خدا زنده ست ولی هیچوقت نیازی به هیچ دخالتی نمیبیند.
  • جمعه: بابابزرگ به دقت به ویدئوی هایده نگاه میکند و میگوید خدابیامرز. مامان بزرگ میگوید جوانی عاشق هایده بود، من هم به خاطر همین خودم را چاق کردم ولی حالا که مد عوض شده من همینطوری ماندم و هنوز چاقم. لبخند میزنم.ریشهای بابزرگ یاد لنینیستها میندازدم.
  • سه شنبه: غروب، پاپان دراماتیکی است بر رئالیسم آکادمیک سه شنبه ها، روی نیمکتهای خالی دانشگاه رستگاری را ورق زدن، چرت زدن و خط خطی کردن گوشه روزنامه با تک خطی های مثل این:...روزها متادون میخورد تا دردش ساکت شود، شبها بیدار میماند تا خواب درد نبیند.
  •  
  ساعت  8:14 | لینک ثابت  |   |  Send 2 Friends
Thu 28 Sep 2006
FEMINE

  • و دومین چیزی هم که کلا" آدمو از زندگی ناامید میکند، راننده های مونثی اند که ماشینو میذارند توی دنده و دستی رو هم نود درجه میکشند بالا و بعد، از اینکه با هل دادن چند تا دانشجوی بیکار هم راه نمیفتند تعجب زده میشوند و از جامعه ی مردسالار هم انتقاد میکنند.
  • .
  •  
  ساعت  8:32 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Fri 15 Sep 2006
Such an absurdity

  • بدشانسی، اگه شاخ و دم داشت من یه گله گوزن میشدم فکر کنم.
  • .
  ساعت  18:12 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Wed 23 Aug 2006
شهریورانه

  • پدربزرگ، هر وقت خودمونی تر میشد، یاد هزار و نهصد و چل پنجاهش میفتاد و یواشکی از مامان بزرگ میگفت هیچوقت نباید با کسی که بیشتر از خود آدم مسئله داره، خوابید. پدربزرگ دوزاریش نیفتاده بود شبهای پاییزی خودشون مسئله دارند، تخیلی اند، ترسوام میکنند. وقتی تو زورزورکی میفتی روم و من از ترس قائم میشم زیر ملافه.
  ساعت  14:18 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Thu 10 Aug 2006
HOT DOG

  • - غلام همت آنم که به این هولدن کالفیلدها و زن تِناردیه های شاسگول وب نویس بفهماند برای پیشنهادات روانشناسی و شکستن تابوهای پایین تنه ای و بلوغ و... جاهایی عملی تر و تاریکتر از وبلاگ هم هست. بعد خدا را شکر میکنم که گاندی مرد و وبلاگ نداشت تا دم به ساعت اعصابم را با ناخن سوهان بکشد...
  ساعت  9:1 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Mon 31 Jul 2006
Statue of Ancient Appointments

  • نمیدونم چرا تازگی ها به همه ی مجسمه های شبیه مجسمه ی دربند- خصوصا" مجسمه ی میدون فردوسی آلرژی پیدا کردم. همه ش فکر میکنم سه ربعه الکی منتظر چیزی وایسادم و حالا باید راه بیفتم و تا خونه افقی کوهنوردی کنم...
  ساعت  8:28 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Tue 25 Jul 2006
Let the Dream Ride the Horse!

  • دومین چیزی که در زندگی بیشتر از افغانیهای سختکوش صف بربری که همیشه یکی دو تنور عقبت میندازند آدم را معطل و مردد میکند دخترای ساکتی هستند که ظاهرا" تست پاستوریزگیشان مثبت است و باطنا" به  تمام نقطه ضعفهای آدم عشق همه جانبه ی آنارشیستی تعارف میکنند...
  ساعت  9:32 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sat 15 Jul 2006
کهنه های بوگندوی من توی طشت

  • مامانم قابل تحمل ترین موجود همزمان زنده ، ماده و شوهردار دنیاست وقتی فاکتور میگیرم از زنانگی های روتینش، احساسات غلیظ شرقی، تضاد فکری، نصیحتهای اکثرا" به دردبخور تکراری، سبزی پاک کردنهای پیاپی و موهای خیسی که وقت سشوار کشیدن آبش میریزه روی دفترهام.روز همه ی انواع زن مبارک در هر صورت.
  • .
  ساعت  9:34 | لینک ثابت  |   |  Send 2 Friends
Thu 22 Jun 2006
SURREAL

  • + سایه ی آبی Elizabeth taylor ِدور چشمات و...
  • + آفتاب تابستون داغ بود و سایه ها دور.
  • + وسوسه ی یک چُرت تمام عیار مثل آدمای فیلمای کیشلوفسکی.
  • ــ چیزی گفتی؟
  • ــ نه هیچی.
  ساعت  20:34 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Thu 22 Jun 2006
Studying For Term EXAMS

  •  رابطه ی اینارو با هم کشف کنید و چند واحد پاس شده جایزه بگیرید: J.K.Rolling ، هری پاتر، قلعه ی آزکابان، عینک،خارق العاده بودن،جفنگ نویسی فی البداهه،ارنستو، علی و بردیا و کف دست،سالن امتحان، تشریحی،چهار تا سوال هر کدوم پنج نمره، تخیل و...
  ساعت  10:49 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Wed 14 Jun 2006
MIrza Ibrahim Plays Spanish Guitar

  • هه ناسیونالیسم پاره پوره، آسوده بخواب کوروش! که تو رو هم به اسکندر دل پیرو فروختم.
  • .
  • .
  ساعت  8:59 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sat 10 Jun 2006
Of Paying My Dues

  • ضمیر ناخوداگاهم آتزوریهای ایتالیا را دوست دارد چون همیشه دقیقه ی نود میبازند.
  • پ.ن: و اینکه واتیکان و سیسیل را با هم دارند.
  • .
  ساعت  10:40 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sat 10 Jun 2006
sucking Ice cream

  • چرا فکر میکنید ما بیست وچند ساله ها یا انقدر عقبیم که باید به شوخیهای چلچراغ بخندیم یا انقدر جلوییم که مثلا" بشینیم جلوی تالار وحدت و با بخارای تو دستمون کلاس چیزفهمی بذاریم؟!
  • .
  ساعت  8:13 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Wed 7 Jun 2006
2,3words sentences lyings

  • ببخشید،  حق داری، خواهش میکنم، اشتباه کردم، مسئله این نیست،  فراموشش کن، آره شاید، نه چطور، جدی میگم، میفهمم، صریحم، بی تکلفم،شاید وقتی دیگر...
  ساعت  9:31 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Tue 6 Jun 2006
Mr DEvil

  • برای ثبت در آرشیو : 
  • ششم ژوئن 2006 ساعت شش و شش دقیقه! امروز همه رو یه جور دیگه نگاه میکردم.
  • پ.ن: رفت تا هزار سال بعد و یک 6/6/6 و یک شیطان جدید دیگه.
  ساعت  18:6 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sat 27 May 2006
USE LOW GEAR

  • یادم رفت بگم اون پسر فرانسوی، یک خواهر بدکاره هم داشت که خیرش هم به برادرش و هم به رفیق آمریکاییش رسیده بود و در همه ی تظاهراتها، بدون اینکه به چیزی عقیده داشته باشه بلندتر از همه شعار میداد... باز یاد خودمون افتادم.
  ساعت  23:49 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Wed 24 May 2006
Turn It Upside down & See

  • سرطان چیزی نیس جز شکست انسان از سلولهای عصیانگر بدن خودش،چیزی که یقه ی آدمو در n سالگی میگیره و غزل خداحافظی رو یادش میده . ما آخر نفهمیدیم این دیگه چه جور شاهکاریه که حتی جلوی خودش هم کم میاره؟ نه جدا".
  • .
  • .
  ساعت  13:6 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sun 7 May 2006
Bo0k Trade Fair

  • ۱. سوختیم ، جیبامون قد یه ماه خالی شد ، احساس حقارت کردیم که حتی یک کتاب حسن کچل لاتین هم نمیتونیم بخریم (!)...
  • پ.ن: نمایشگاه کتاب تنها جاییه که با جیب خالی هم بری با دست پر* برمیگردی!
  • * پر از بروشور و کاتالوگ و روزنامه و جفنگیات!  
  • ۲. سالن کودکان نوستالژیک ترین سالن دنیا.
  • ۳.امسال کسی واسه م به هوای هدیه هیچ کتابی نخرید.
  ساعت  8:32 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sat 6 May 2006
Fat Bottomed GiRl

  • لبخندهای هر روزه ی دختر تپل دانشگاه بدجوری به فکر فرو بردتم.حالا چه جوری به اینها ثابت کنم شاید واقعا" یک قلب چاق، دویست برابر به درد بخور تر از یک صورت کشیده ی قلمی و لبهای اناریش باشه...!
  • .
  ساعت  8:14 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sun 23 Apr 2006
آدمها و مستطیلها

  • همه ی روزمرگی هامون سرشار از مستطیل های ریز و درشتیه که بی خیال از کنارشون رد میشیم. تختخواب ، کیف، کتاب ، پاکت سیگار ، بلیط اتوبوس ، تقویم ، موزاییک های کف تنهایی ، کارت پستال یادگاری... نمی بینیم که این چهار ضلعیهای آشنا چگونه عظیمترین چیزا رو درونشون جا میدن. اگه پنجره بشن دنیا رو میشه توش قاب کرد. اگه کتاب مقدس بشن خود خدا رو ، اگه در باشند خود ما رو و...ولی وای به روزی که سیمانی و افقی بشن و قرار باشه آرزوهای بیست و چهار سالگی رو ... راستی به کسی نگو پل نوردی من جلو مستطیل نوردیت حسابی کم آورد ، مستطیل بخیر رفیق...
  • پ.ن: از همه ممنونم.
  ساعت  8:32 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Wed 19 Apr 2006
.../

  •  نه امیر حسین
  • باور نمیکنم . تو که فقط یه ترم دیگه ت مونده بود چرا در رفتی...یادته عید مسخره ت میکردم واسه ریش پروفسوریت که کج شده بود ، واسه ماجرای دماغ عمل کردن بهشید ، واسه تازه برای فوق خوندنت...
  • دیروز تو همت با یه اتوبوس تصادف...زندگی کثافت ،
  •  امیر حسین مرد...
  •                 
  ساعت  16:9 | لینک ثابت  |   |  Send 2 Friends
Thu 6 Apr 2006
Babolsar.March 2006

 

  ساعت  17:58 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Fri 24 Mar 2006
نسل سوم پسرهای بعد از انقلاب

  • یکم.سیروس مهندسی برق پلی تکنیک می خوند. جو فلسفه ی دهه ی دوم زندگی و هگل و مارکس و کانت و سارتر گرفتدش، بی خیال شد رفت فلسفه ی غرب دانشگاه تهران خوندن در محضر اساتیدی مثل لاریجانی. فعلا" هم بین پوچی و حقیقت غوطه وره.
  • دوم. کامیار هم هیکل رضازاده ست و ریش پروفسوریش کلی آورده روی قیمتش. با هر کلکی بود رفت مدیریت علامه خوندن و معمولا" به دافهای هفت رنگش به همون چشمی نگاه می کنه که تام وقتی گرسنه ش بود به جری نگاه میکرد. چهار پایه ی هر نوع پارتی با حضور هر نوع کوفت و زهرمار،در هر زمان از شبانه روز در هر نقطه ی تهران.
  • سوم. ارنستو اهل تون ماهی و نیمرو. روزگارش بد نیست ضد قانون است لیک. تیریپ مکاشفت...کلا" آدم مخالفیه. CNN گوش میکرد تا Listening ش قوی شه که نشد . ناسیونالیسته و رگای گردنش زود ورم میکنه و زود هم می خوابه. یه مدت سه تار میزده ولی مامانش از ترس درویش شدن دخل سازو میاره.
  • چهارم. سینا 206 داره. نامزد داره. ریش ستاری داره. خونه نداره . مودبه . مایه داره. کلاس می پیچونه. لهجه آملی نداره. جیپسی کینگ داره. هر جا دلش بخواد ترمز نیسانی میزنه چه وسط اتوبان چه تو پیاده رو و گور بابای پلیسه.
  • پنجم.محمد عاشق افلاطونی مهسا بود و برعکس.صاف و ساده بود و برعکس. عینک بدون فریم داشت و برعکس.همه ی لباساش سفید بود و برعکس. شاگرد اول بود و پوز ارنستو رو زده بود و باز برعکس.یه روز مهسا ازدواج کرد و محمد جوری رفت تو باقالیا که هنوز در نیومده ، این دفعه دیگه غیر برعکس...
  • ششم. وحید تو مایه های مهندس زورکیه. یه ریش قشنگ داره زیر لبش. شم اقتصادیش بالاست. معتقده در جامعه ی ایرانی باید از هر فرصتی که پاش بیفته سواستفاده ی مالی شدید کرد و پول قلمبه زد به جیب چون اگه نزنی بقیه میزنند. تو خط هیچ جور رابطه ای اعم از عاطفی، جنسی،دیجیتالی هم نیست و معتقده عشقی که با لنز سبز و رنگ موی استخونی شروع شه حتما" در خونه خالی هم تموم میشه و به جیب آدم ضرر میزنه.
  • هفتم. پویا سه چهار سال پیش کنکور داد. قبول نشد.قانون تصویب شد بره سربازی، رفت سربازی.۷ ماه بعد قانون تصویب شد که می تونند دوباره کنکور بدن ، برگشت. یک ماه بعد اصلاحیه تصویب شد که قانون قبلی لازم الاجرا نشده و باید برن سربازی، رفت سربازی. اخیرا" هم اطلاعیه جدید صادر شد و...جریان باقالیا.
  • هشتم. سعید بچه قزوینه. ریز جریان ملی شدن صنعت نفت و چگونگی انقلاب فرانسه و تصرف زندان باستیل و تعداد دکمه های کت شاپور بختیار و شماره ی رمز سیستم عامل فضاپیمای کاسینی رو از حفظه. ته ریش میذاره تا شبیه خواننده های ترک شه ولی هیچوقت نمیشه. استاد زدن تو پوز استاداییه که نطق پیش از دستورشون میزنه تو خاکی. کارش به حذف هم کشیده.به دانشکده ی علوم هم دلبستگی خاصی داره چون دخترای قزوینی زیاد داره.
  • نهم. پویان، بی مقدمه میگه ببینم اون دختر پریروزیه، قیافه ش یادت هست؟ میگم آره چطور؟ میگه من باید هر کسی رو دوبار ببینم تا یادم بمونه. دیشب زنگ زده میگه من فرنازم همونکه امروز شماره تو گرفت.منم یادم رفته بود اصلا" کدوم بود، چه شکلی بود. میگم خاک بر سرت، همه رو قاطی کردی.بد نبود، قابل تحمل بود. میگه احتمالا" بپیچونمش از ایناست که کلاس "پسر مساوی است با دایناسور" میذاره و بعد که رفتی میفته دنبالت.میگم حالا کجا میری.میگه ونک پیش آیدا. 
  • دهم.علیرضا شبیه جنتلمن های ایتالیایی با سبیل نازک، بور، نیهیلست، دانشجوی شریف و اهل تظاهرات و تحصن مسالمت آمیز و این برنامه ها.علاقمند به اون نوع خودکشی هایی که بشه از طریقش پیامی رو منتقل کرد. میگفت آخر یه روز در اوج شلوغی اتوبان همت، خودمو از روی پل جلوی بیمارستان میلاد (روی بزرگراه) حلقاویز میکنم و پیاممو روی پلاکارد میزنم به نرده هاش.
  • .
  •  
  ساعت  10:1 | لینک ثابت  |   |  Send 2 Friends
Mon 20 Mar 2006
غیر عادی

  • به امــــــید سالی بدون روزهای سگی، جنگی، مرگی، تگرگی، گرگی، ایدزی، هپاتیتی، نقص عضوی،سرطانی و سرشار از خوشی، فراموشی، سختکوشی، موش موشی....یادم رفت چی میخواستم بگم!
  • --
  •  ساقیا آمدن عید مبارک بادت
  • وان مواعید که کردی مرود از یادت
  • همه رفت از یادت...
  • .

 

  ساعت  21:16 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sat 18 Mar 2006
Molly Folly

  • کاش هنوز پسربچه ای بودم شنگول، تا وبلاگ پینک و عکسهای بی حجابت می بردتم تو فضا... شایدم رییس جمهوری بیکار تا بلاگی میزدم با اسم لبخند حتی به بوی جورابهای شکلاتی.
  ساعت  21:2 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Tue 14 Mar 2006
Auto Nomiic

  • اتفاقا"من فقط یک نفرو میتونم گول بزنم و اونم خودمم. افتاااااااد؟
  • .
  ساعت  8:17 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Mon 6 Mar 2006
Hichkock Was Deaf

  • عزیزم یا من درست از رابطه Sign Out نکردم ، یا تو چراغت یادش میره خاموش شه...توی مسیرم، حتی وقتی از زندگی دیسکانکتم باز تو رو توی اون خیابون لعنتی منتهی به ولیعصر آنلاین میبینم.
  • .
  ساعت  8:45 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Fri 3 Mar 2006
آخرین تانگو در آریاشهر

  • ــ بابا، خیلی سخته میدونم ولی مامان دیشب پرواز کرد به بهشت...
  • ــ اوه نه، یعنی اینکه...
  • ــ آره، با بلیط لوفتانزای پسر همسایه  در رفتند سوییس.
  • .
  ساعت  10:19 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Mon 20 Feb 2006
DEAF Makes Death

  • ببینید، آخه شما امروز تو صف پست چند بار از من ساعت پرسیدید، دو بار کارت تلفن گرفتید و دو بار هم برگشتید عقب و بهم خندیدید. اومدم ببینم اگه واقعا" عاشقم شدین زودتر شما رو به یک فنجان قهوه دعوت کنم تا از کسی دیگه ای ساعت نپرسیدید.
  ساعت  18:31 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Tue 14 Feb 2006
VALENTINE

  • در این شِرلی ولنتاین های خرسی و خرگوشی، کاش همون مترسک شهر اُز بودم که قلبشو یک جایی تو یک سیاره ی دور گم کرده و گاوها به خاطر پوشالهای لابلای دنده ی سوم و چهارمش خیلی دوستش دارند.
  • -
  • ــ " رفیقق، تراششه ی حافظظه ی منمم بگوو..."
  • ــ " شجاعت گمشده ی منم همینطور..."
  •  
  • .
  • .
  • .
  ساعت  11:21 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sat 4 Feb 2006
REVENGE

  • موفقیت چهار قانون بیشتر ندارد به این شرح، همیشه لبخند بزن، هیچوقت کسی رو کاملا" نبخش، اسمهای سیاه رو برای روز مبادا در دفترچه ای یادداشت کن، هیچوقت فراموش نکن هر روز میتواند یک روز مبادا باشد...
  • .
  ساعت  10:49 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sat 28 Jan 2006
تقدیرنامه

  • استاد بیوشیمی عزیز
  • من به تو افتخار می کنم ، تو جات تدریس تو دانشگاه آکسفورد و کمبریج و هاروارده ، تو معرکه ای ، تو بهترین استاد دنیایی
  • که
  • نذاشتی من بیفتم!
  •  
  • پ.ن : اینو هم به شدت تکذیب ، تقبیح و محکوم می کنم!
  ساعت  8:15 | لینک ثابت  |   |  Send 2 Friends
Fri 20 Jan 2006
بایگانی

  • ضمیر ناخوداگاهم شده مثل بایگانی اداره های دولتی پر از پرونده های در هم و برهم ، پرونده هایی برای تمایلات واپس زده ای که بایگانی و چند تاییش هم گم شدند و چند تاییش هم مهر باطل شد خوردند و هر از چندگاهی نوبت رسیدگی به یکیشون میشه و دیگران با بی میلی نگاهش میکنند.
  • پ.ن: و آدم برفی ها سَم نمیخواستند ، یک فنجان فهوه داغ کافی بود...
  ساعت  9:36 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Mon 16 Jan 2006
رویای آبی

  • از سمفونی متن تایتانیک وقتی کشتی در حال غرق شدنه:
  • بامب ، بابامب ، بامب ، بابامب ، بامب ، بابامب ، بامب ، بابامب ، بمب
  ساعت  9:58 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sat 7 Jan 2006
در حسرت فصل پنجم

  • سکوت برف و آسمون قرمز عصر ، زیپهای تا اخر بالا و آدمای سر به زیر
  • و آدم برفی های دیوونه ای که کنار آدمای منجمد عکس میندازند 
  • ---
  • حتی خود ِنیلز بور هم اگر زنده بود این بیوشیمی رو میفتاد چه برسه به من
  •  *خودکشی یا استاد کشی؟ فعلا" مسئله فقط همین است! 
  ساعت  8:31 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Thu 29 Dec 2005
آنارشیسماتیک کاریزما

  • نشسته باشی وسط عالم خودت تو مترو ، یه بابایی هم بیاد بشینه جلوت با استیل سال پنجاه و هفت.عینک پهن با قاب قهوه ای کلفت و over coat سبز روی یقه اسکی خاکستری، سبیل نازک و موهای عُنُق! فقط کم مونده بود بلند شه شعار بده.فکر کنم یکی از این مصادیق آنارشیسم که میگن همین بود.حسابی  پایه ش شدم!
  • ---
  • -- الآن سر و کله ی جالی -اسب لوک خوش شانس-پیدا میشه که با صدای کلفتش داره لغتنامه میخونه تا ثابت کنه آنارشیسم با لمپنیسم فرق داره --
  ساعت  12:30 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Fri 23 Dec 2005
MY 4th W0rLd

  •  لَبهای اناری،
  • سلام های صورتی،
  • دروغ های سبز لجنی ...
  • ببخشید آقا! از همین مدل ، سیاه سفیدشو ندارین؟
  ساعت  6:26 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends

 

onLoad and onUnload Example