Mon 12 Dec 2005
از درد دلهای یک نقاش
- هر وقت اومدیم یه ذره غروب واتیکانو بزنیم رو بوم نقاشیمون ، نارنجیمو خشک شده پیدا میکردم. بعد که نارنجیمو رقیق میکردم، نظم مدل واتیکانمو میخورد به هم. وایمیسادم تا واتیکانم منظم شه ، تا اون موقع دیگه غروبو هم از دست داده بودم.دوباره تا فردا که غروب شه نارنجیم خشک میشد اونوقت دوباره...
- --
- این کله پوکا فکر میکنن هر کی سبز باشه شاده.نمیدونم تا حالا خیار پلاسیده ندیدن؟
- .
- .
