Sat 11 Jun 2005
IT S ME
- محدوده ی انسانیتم متغیر است
- لطفا" قضاوتم نکنید.
- سبک مغز هم هستم پس لحن سبکم را هم محکوم نکنید.
- من ازدیدن پیرمردهای علاف پارک شهر احساس مردن نمیکنم.
- من از اصول خانوادگی که مادرم می گوید اصلا" سر در نمی آورم
- من به " هوس وطن کرده ها " می خندم. مثل اسب پلنگ صورتی وقتی می خندید.
- من عاشق آن دختر همه جایی ِفلکه اول آریاشهرم که ماشین ها برایش بوق و بال می زنند
- و هنوز نفهمیدم چرا سیاست کبودم می کند.عشق می ترساندم. دیوانه می فکراندم و...
- من یک ایرانی ام.غیورم.جیرفتی ام. تاریخم را از زمین در می آورم می فروشم به قاچاقچی پنجاه هزار تومن.
- من یک متن ادبی سنگینم نوشته ی شکسپیر .ترجمه ی یک پتیاره متشخص در وبلاگ شخصی یک پتیاره سنگین دیگر.
- من چند ثانیه بعد از رد شدن از زن سنگ پا فروش زیر پل عابر میدان انقلاب به این فکر میکنم که این یک " باند تکدی گری سازمانی" ست یا بیوه ی بیچاره ی یک شهید در جزیره ی فاو؟
- " من هنوز آپم.نمیخوای سر بزنی؟"
- من اول همه را به جفنگ گویی محکوم میکنم.چند روز بعد یک پست میزنم که دیشب شوهرم زردآلو که میخورد به من چشمک هم میزد.چخوف برایم کامنت داد که تو اشتباه میکنی.این زردآلو بود که به شوهرت چشمک میزد.من برایش کامنت دادم که خیلی بی محتوایی...
- من یک قدم دیگر کاشتن کنار ردپای آرمسترانگ بر ماه را به هزار قدم کنار یک جانور خوش آب و رنگ در تقاطع جردن-میرداماد ترجیح میدهم.
- گربه ی من به تلویزیون خیره شده.مجری زر زر می کند.گربه می گوید که در واقع آدم از همان لحظه ی اول سوار شدن به یک هواپیمای محکوم به سقوط مرده است.بقیه ش فقط وقت اضافه ی زندگیست.
- من قبول کردم.چون معتقد به آزادی بیان هم هستم.( این را در روزنامه زیر عکس خاتمی خواندم.)
- من ...
-


